به گزارش خبرنگار مهر؛ در سالهای اخیر، مفهوم جنگ بهصورت بنیادین دگرگون شده است. آنچه در گذشته عمدتاً در قالب درگیریهای فیزیکی، تقابل مستقیم نیروهای نظامی، برتری تسلیحات سخت و کنترل جغرافیای سرزمینی معنا مییافت، امروز به شکل فزایندهای به لایههایی منتقل شده که اگرچه نامرئی هستند، اما تأثیری عمیق و ساختاری بر توازن قدرت دارند. در این الگوی نوین، داده، الگوریتم، سامانههای اطلاعاتی و زیرساختهای دیجیتال نه صرفاً ابزار پشتیبان، بلکه به مؤلفههای مستقل و تعیینکننده قدرت ملی تبدیل شدهاند؛ مؤلفههایی که میتوانند بدون شلیک حتی یک گلوله، کارکرد نهادهای حیاتی، زنجیره تصمیمسازی و تابآوری اجتماعی یک کشور را مختل کنند.
این جابهجایی مفهومی بهمعنای انتقال میدان نبرد از خطوط تماس فیزیکی به شبکهها، مراکز داده، سامانههای کنترلی و بسترهای ارتباطی است؛ جایی که مرز میان صلح و جنگ بهشدت سیال شده و اقدامات خصمانه میتوانند در پوشش فعالیتهای فنی، اقتصادی یا حتی خدماتی صورت گیرند. در چنین شرایطی، قدرت دفاعی دیگر صرفاً با تعداد تانکها، جنگندهها یا موشکها سنجیده نمیشود، بلکه میزان تسلط بر زیرساختهای دیجیتال، توان حفاظت از دادهها و قابلیت اختلال در سامانههای حیاتی طرف مقابل، به شاخصهای کلیدی بازدارندگی بدل میگردند.
با وجود این تحول بنیادین، تجربه کنفرانسها و نشستهای تخصصی حوزه دفاع و امنیت نشان میدهد که امنیت سایبری در بسیاری از کشورها هنوز بهدرستی درک و درونیسازی نشده است. تمرکز غالب همچنان بر ابعاد سنتی دفاعی معطوف بوده و امنیت سایبری اغلب یا بهعنوان یک موضوع فنی فرعی تلقی میشود یا صرفاً در سطح توصیههای کلی باقی میماند. این شکاف میان واقعیت میدان نبرد مدرن و اولویتهای سیاستگذاری، خود میتواند به یک آسیبپذیری راهبردی برای کشورها بدل شود؛ آسیبپذیری بزرگی که در صورت بروز بحران، هزینههای آن بهمراتب فراتر از حوزه فناوری و محدود به امنیت ملی، ثبات اقتصادی و اعتماد عمومی خواهد بود.
عبور از خیالپردازی به واقعیت عملیاتی
برای سالها، حملات سایبری در خدمت اهداف دولتها بیشتر به روایتهای سینمایی و داستانهای علمیتخیلی شباهت داشت و بهعنوان سناریوهایی دور از واقعیت تلقی میشد. اما دهه گذشته نقطه عطفی بود که این تصور را به صورت کامل دگرگون کرد و نشان داد که فضای سایبری میتواند از سطح ابزار کمکی فراتر رفته و به یک میدان عملیاتی مستقل بدل شود. برخی عملیاتهای سایبری مخرب اثبات کردند که کنش سایبری نهتنها مکمل میدان نبرد سنتی است، بلکه در برخی موارد قادر است بدون ورود مستقیم نیروهای نظامی، آثار راهبردی همتراز با حملات فیزیکی ایجاد کند. در این چارچوب، جنگ سایبری به ابزاری کمهزینه، کمریسک از منظر سیاسی و در عین حال بسیار مؤثر برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی و اعمال فشار پایدار بر رقبا تبدیل شده است.
استاکسنت؛ نمونه کلاسیک سلاحسازی از کدها
نمونه شاخص این تحول، توسعه بدافزار استاکسنت در حوالی سال ۲۰۱۰ بود؛ رویدادی که برای نخستینبار مفهوم «سلاح سایبری دولتی» را بهصورت عینی و غیرقابل انکار وارد ادبیات امنیت بینالملل کرد. این کرم رایانهای پیشرفته اسرائیلی-آمریکایی با طراحی کاملاً هدفمند علیه سامانههای کنترل صنعتی ایران، نشان داد که چگونه میتوان بدون توسل به حمله نظامی مستقیم، از طریق کد و منطق نرمافزاری، به قلب زیرساختهای حیاتی یک کشور نفوذ کرد و کارکرد آنها را دچار اختلال نمود. استاکسنت با شناسایی کنترلکنندههای منطقی برنامهپذیر خاص و دستکاری رفتار آنها، موجب اختلال تدریجی در عملکرد سانتریفیوژهای جمهوری اسلامی ایران شد.
اهمیت راهبردی استاکسنت صرفاً به نتایج عملیاتی آن محدود نمیشود، بلکه در پیامدهای مفهومی و دکترینالی نهفته است که برای امنیت جهانی به همراه داشت. این عملیات نشان داد که حتی سامانههای بهظاهر ایزوله و موسوم به «قطع از شبکه» نیز در برابر نفوذ سایبری مصونیت مطلق ندارند و زنجیره انسانی، سختافزاری و فرایندی همواره میتواند به نقطه نفوذ تبدیل شود. از این منظر، استاکسنت نهتنها یک حمله سایبری مخرب، بلکه نقطه آغاز عصری بود که در آن اعتماد به جداسازی فیزیکی و تدابیر سنتی امنیت صنعتی بهتنهایی کافی تلقی نمیشود و ضرورت بازتعریف امنیت زیرساختهای حیاتی در چارچوبی جامع و چندلایه را برجسته میسازد.
آسیبپذیری فناوریهای روزمره
تحول تهدیدات سایبری به زیرساختهای کلان و تأسیسات راهبردی محدود نماند و بهتدریج به لایهای نفوذ کرد که مستقیماً با زندگی روزمره شهروندان در ارتباط است. پژوهشها و آزمایشهای عملی نشان میدهند که فناوریهای بهظاهر عادی، از خودروهای متصل گرفته تا تجهیزات هوشمند مصرفی، در صورت ضعف طراحی امنیتی میتوانند به بستر حملات پیچیده و هدفمند سایبری بدل شوند. در این چارچوب، مرز میان تهدیدات سایبری و مخاطرات فیزیکی بهشدت کمرنگ شده و کنش دیجیتال میتواند پیامدهایی کاملاً ملموس در دنیای واقعی ایجاد نماید.
به عنوان مثال، آزمایش مشهور نفوذ از راه دور به یک خودروی متصل، بهروشنی اثبات کرد که وسایل نقلیه هوشمند نهتنها قابلیت اخلال در عملکردهای جانبی، بلکه امکان کنترل کامل سامانههای حیاتی را نیز دارند. این تجربه نشان داد که حمله سایبری میتواند از سطح اختلال فنی فراتر رفته و به ایجاد حادثه، تهدید مستقیم جان سرنشینان و حتی نظارت پنهان و مستمر منجر شود. از این منظر، امنیت سایبری دیگر صرفاً مسئلهای فناورانه یا اقتصادی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت جانی شهروندان، اعتماد عمومی به فناوریهای نوین و مسئولیت دولتها در حفاظت از زندگی روزمره جامعه پیوند خورده است.
جنگ اوکراین؛ همافزایی میان عملیات سایبری و نظامی
در نمونهای دیگر، جنگ روسیه و اوکراین سطح جدیدی از همافزایی میان عملیات سایبری و نظامی را آشکار کرد و بهروشنی نشان داد که کنش سایبری دیگر یک ابزار حاشیهای یا مکمل صرف نیست، بلکه جزئی جداییناپذیر از طراحی عملیات نظامی مدرن به شمار میرود. حمله سایبری به شبکه ارتباطی ماهوارهای که اوکراین برای فرماندهی، کنترل و هماهنگی نیروهای خود به آن متکی بود، درست در آستانه تهاجم نظامی صورت گرفت و بیانگر آن بود که تضعیف آگاهی موقعیتی و زنجیره ارتباطی، میتواند پیششرط موفقیت عملیات میدانی باشد. این اقدام، عملاً بخشی از مرحله گشایش نبرد محسوب میشد و نشان داد که جنگهای آینده میتوانند پیش از شلیک نخستین گلوله، در لایه سایبری آغاز شوند.
همچنین، استفاده از بدافزارهای مخرب برای از کار انداختن مودمها و روترها، نهتنها ارتباطات نظامی را بهطور ناگهانی مختل کرد، بلکه اثرات جانبی آن به زیرساختهای غیرنظامی در کشورهای دیگر نیز سرایت یافت و ابعاد فراملی تهدیدات سایبری را آشکار ساخت. این رخداد نشان داد که حملات سایبری، بهویژه زمانی که با زمانبندی دقیق و هماهنگ با عملیات نظامی انجام شوند، قادر هستند اثرگذاری نیروهای زمینی و هوایی را به شکل چشمگیری افزایش دهند و در عین حال، مرز میان اهداف نظامی و غیرنظامی را بیش از پیش مبهم کنند؛ وضعیتی که پیامدهای حقوقی، انسانی و راهبردی گستردهای برای آینده منازعات مسلحانه به همراه دارد.
تهدید پایدار علیه زیرساختهای حیاتی
اظهارات مقامات دفاعی اروپا بهروشنی بیانگر درک فزاینده از این واقعیت است که تهدید سایبری، دائمی و در حال تکامل است. زیرساختهای حیاتی، از انرژی و حملونقل گرفته تا ارتباطات و خدمات عمومی، در برابر حملات دیجیتال آسیبپذیر هستند و پیامدهای این حملات میتواند تا سطح تلفات انسانی پیش رود. این تهدید تنها به زمین محدود نمیشود و فضا و سامانههای ماهوارهای نیز به میدان جدیدی برای تقابل سایبری تبدیل شدهاند.
تلاش برای اخلال در سامانههای اینترنت ماهوارهای و امکان نفوذ به آنها با ابزارهای ساده و کمهزینه، بیانگر آن است که پیچیدگی فنی بالا الزاماً به معنای مصونیت در برابر مخاطرات موجود نیست. حملات مبتنی بر سختافزار و سوءاستفاده از سامانههای تعبیهشده، افق جدیدی از تهدیدات امنیتی را گشودهاند که در آن مرز میان دنیای فیزیکی و دیجیتال بیش از پیش محو شده است.
در کنار این تحولات، فعالیت گروههای هکری که با اهداف جاسوسی و زمینهسازی برای خرابکاری عمل میکنند، نگرانیهای عمیقی را در سطح بینالمللی برانگیخته است. گزارشها از نفوذ بلندمدت به زیرساختهای حیاتی و سامانههای عملیاتی نشان میدهد که هدف صرفاً سرقت داده نیست، بلکه ایجاد قابلیت اخلال گسترده در زمان مناسب محسوب میشود. هشدارهای نهادهای مسئول امنیت زیرساختی نیز بر همین نکته تأکید دارد که این دسترسیها میتوانند در شرایط بحران ژئوپلیتیکی به ابزار تخریب گسترده بدل شوند.
سازمانها وقوع نفوذ را محتمل بدانند و برای آن آماده شوند
جمعبندی تجربههای عملیاتی نشان میدهد که فرض مصونیت کامل در برابر تهدیدات سایبری، خطرناکترین خطای راهبردی در مناقشات نظامی امروز به شمار میرود. رویکرد واقعبینانه اقتضا میکند که سازمانها وقوع نفوذ را محتمل بدانند و برای آن آماده شوند. این آمادگی مستلزم راهبردی جامع است که انسان، فرایند و فناوری را بهصورت هماهنگ در بر گیرد. در چنین شرایطی، تمرکز صرف بر دیوار دفاعی بیرونی کافی نیست؛ بلکه باید داراییهای حیاتی شناسایی و لایههای حفاظتی از درون به بیرون طراحی شوند.
هزینههای ناشی از نقض امنیت اطلاعات، فراتر از خسارات فنی است
علاوه بر این، آمارهای اقتصادی نشان میدهند که هزینههای ناشی از نقض امنیت اطلاعات، فراتر از خسارات فنی است و اختلال کسبوکار، آسیب اعتباری و پیامدهای حقوقی را در بر میگیرد. در جهانی که مهاجمان از زمان و انگیزه نامحدود برخوردار هستند، تنها راه کاهش ریسک، پیشدستی و سرمایهگذاری مستمر در امنیت سایبری است. پرسش کلیدی برای دولتها و بنگاهها این نیست که آیا حملهای رخ خواهد داد یا نه، بلکه این است در زمان وقوع، توان شناسایی، مهار و بازیابی سریع تا چه میزان وجود دارد؟
در نهایت، میتوان نتیجه گرفت که امنیت سایبری دیگر یک موضوع فنی حاشیهای نیست، بلکه به ستون فقرات بازدارندگی و تابآوری ملی تبدیل شده است. جنگهای آینده پیش از آن که در میدانهای فیزیکی تعیین تکلیف شوند، در شبکهها، سامانهها و زیرساختهای دیجیتال رقم خواهند خورد. بنابراین، هرگونه غفلت از این واقعیت، به معنای واگذاری ابتکار عمل به دشمن در جبههای است که اگرچه دیده نمیشود، اما آثار آن کاملاً واقعی و گاه جبرانناپذیر است.


نظر شما